تبليغاتX
آگاهی بنیان آزادیست


آگاهی بنیان آزادیست

چند لحظه مکث

آغازی با صدای باران :

راه نفس می بندد این بغض بی پروا

وطنین صدای هر قطره باران

جسور می کند هجوم تنهایی را....


زیر خواب سنگین این شهر پر از فراموشی،

دوباره صدای نفس های همیشه مسافرت را

می شنوم

........


و بعد ناگهان آوار :

"الان نه آدمم، نه اتفاقی کوچک،

گنجشکم.

گنجشکی که به شیشه پنجره ای بسته می خورد....


گوش هایت را بگیر.....

نمی خواهم بشنوی

نمی خواهم بشنوند.....


آنان که تنها صدای "برخورد" و "تقلا" را می شنوند....

می خواهم که هیچ نشنوند....

که هرگز

ن

ش

ن

و

...."


شاید آخر:

گنجشک خیس تب دار

زیر این باران بی امان،

پشت این همه پنجر هء بسته......


چه تند می زند قلب بی تاب ات.......


از شهر که خارج شوی

پشت دامنه فراموشی ها

پنجره آن کلبه چوبی همیشه نیمه باز است.....


4صبح 5 آبان88


نوشته شده در سه شنبه 5 آبان1388ساعت 9:10 قبل از ظهر توسط محمد| |

آورده‌اند كه پادشاهی از عالمی سؤال كرد كه سبب عدل نوشیروان چه بود؟ گفت: انوشیروان گفته است كه مرا یك نظر عبرت بیدار كرد. روزی در اوایل جوانی به شكار رفته بودم و بر هر طرف سواران می‌تاختند. ناگاه پیاده‌ای سنگی بینداخت و پای سگی بشكست و گامی چند برفت. اسبی لگدی بر آن پیاده زد و پایش بشكست. پاره‌ای راه براندم، ناگاه پای آن اسب به سوراخی فرو شد و بشكست. من به خود باز آمدم و گفتم: «دیدی كه چه كردند و چه دیدند؟  هر كه آن كند كه نباید، آن بیند كه نخواهد.»

نوشته شده در یکشنبه 19 مهر1388ساعت 4:40 قبل از ظهر توسط محمد| |

عکس های 7 مهرماه در همین نزدیکی:


"جاده را

باد روبیده است.

صدای باران است

و

شانه های عریان مهرگان....."


نوشته شده در پنجشنبه 16 مهر1388ساعت 11:16 قبل از ظهر توسط محمد| |


در شگفتم از جهل آشفته این دیار،

از آئینه های دروغ زن پر زنگار،

از قحطی اشک های زلال و

سرخوشی های بی ملال......

نوشته شده در دوشنبه 30 شهریور1388ساعت 11:12 قبل از ظهر توسط محمد| |


دلخسته از شب و سودازده جاده های بی سرانجام،

حیران این برهوت ملال انگیز مکرر،

داستان دوستی های کوتاه و دروغ های بی شمار،

هراس از تنهایی در فراوانی صداها.......


راستی! تو درد غریبم را می شناسی؟؟؟؟.....



نوشته شده در سه شنبه 24 شهریور1388ساعت 2:32 بعد از ظهر توسط محمد| |


بوسه بر لبهای شب

راز گفتن زیر تب

مستی و این دفتر لبریز شعر

عاشقی در کوچه های پر زمهر

با تو گفتم، چون نگاهت تازه بود

کاش دردم با تو هم اندازه بود.....

16-6-88



نوشته شده در دوشنبه 16 شهریور1388ساعت 8:51 قبل از ظهر توسط محمد| |


شب رسید و مانفهمیدیم عبور روز را

با که گویم قصه های گریه دیروز را

چشم واژه تر شد از این بی قراری مدام

با نگاهت خط بزن مشق شبی جان سوز را.


مصرع آخر با عنایت یه  روح بزرگ به آخر رسید....

7-6-88

نوشته شده در یکشنبه 8 شهریور1388ساعت 12:44 بعد از ظهر توسط محمد| |

زمزمه میکنم؛

صدای آب را،

صدای باد را،

و..صدای این قلب خسته را،

در گوش جانت؛

شاید که ببارد،

شاید که بخواند،

.......................

شاید که بماند.

23-5-88



نوشته شده در شنبه 24 مرداد1388ساعت 8:52 قبل از ظهر توسط محمد| |

افسوس ما که زمین را برای دوست داشتن می خواستیم،

خود ناتوان از دوست داشتن یکدیگر بودیم.

اما شما،

سرانجام اگر زمانی فرارسید که آدمی دستگیر آدمی شد،

آن زمان،

از ما با گذشت یاد کنید.

برتولد برشت

نوشته شده در چهارشنبه 21 مرداد1388ساعت 9:22 قبل از ظهر توسط محمد| |

شمس لنگرودی

شعر زیر مرثیه‌ایست که شاعر گرانقدر و محبوب کشورمان، استاد شمس لنگرودی در روز شهادت ندا آقاسلطان برای وی سروده است. این شعر در مجموعه «۲۲ مرثیه در تیرماه» منتشر شده است:


دخترم!
سنت‌شان بود
زنده به گورت كنند
تو كشته شدى
ملتى زنده به گور مى‌شود.
ببين كه چه آرام سر بر بالش مى‌گذارد
او كه پول مرگ تو را گرفته
شام حلال مى‌خورد.
تو فقط ايستاده بودى

و خوشدلانه نگاه مى‌كردى
كه به خانه‌ات برگردى
اما ديگر اتاق كوچك خود را نخواهى ديد دخترم
و خيل خيال‌هاى خوش آينده
بر در و ديوارش پرپر مى‌زنند.
تو مثل مرغ حلالى به دام افتادى
مرغى حيران
كه مضطربانه چهره‌ى صيادش را جستجو می‌كند
تو به دام افتادى
همچون خوشه‌ى انگورى
كه لگدكوب شد
و بدل به شراب حرام مى‌شود.
كيانند اينان
پنهان بر پنجره‌ها، بام‌ها
كيانند اينان در تاريكى
كه با صداى پرنده‌ى خانگى
پارس مى‌كنند.
كشتندت دخترم
كشتندت
تا يك تن كم شود
اما تو چگونه اين همه تكثير مى‌شوى.
آه نداى عزيز من

گل سرخى كه بر گلوى تو روئيده بود
باز شد
گسترده شد
و نقشه‌ى ايران را در ترنم گلبرگ‌هايش فرو پوشانيد
و اينانى كه ندا داده‌اند
بلبلانند
ميليون‌ها تن كه گرد گلى نشسته
و نام تو را مى‌خوانند.
يعنى ممكن است صداشان را كه براى تو آواز مى‌خوانند نشنوى
يعنى پنجره‌ات را بستند كه صداى پيروزى خود را هم نشنوى
ببين كه چه آرام سر بر بالش مى‌گذارد
او كه صيد حلال مى‌خورد.

http://www.mowjcamp.com

نوشته شده در دوشنبه 12 مرداد1388ساعت 9:22 قبل از ظهر توسط محمد| |

إِيَّاكَ وَ الدِّمَاءَ وَ سَفْكَهَا بِغَيْرِ حِلِّهَا فَإِنَّهُ لَيْسَ شَيْ‏ءٌ أَدْعَى لِنِقْمَةٍ وَ لَا أَعْظَمَ لِتَبِعَةٍ وَ لَا أَحْرَى بِزَوَالِ نِعْمَةٍ وَ انْقِطَاعِ مُدَّةٍ مِنْ سَفْكِ الدِّمَاءِ بِغَيْرِ حَقِّهَا وَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مُبْتَدِئٌ بِالْحُكْمِ بَيْنَ الْعِبَادِ فِيمَا تَسَافَكُوا مِنَ الدِّمَاءِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَلَا تُقَوِّيَنَّ سُلْطَانَكَ بِسَفْكِ دَمٍ حَرَامٍ فَإِنَّ ذَلِكَ مِمَّا يُضْعِفُهُ وَ يُوهِنُهُ بَلْ يُزِيلُهُ وَ يَنْقُلُهُ
[ای مالک] از خونريزى بپرهيز، و از خون ناحق پروا كن، كه هيچ چيز همانند خون ناحق عذاب الهى را نزديك و مجازات را بزرگ نمى‏كند، و نابودى نعمت‏ها را سرعت نمى‏بخشد و زوال حكومت را نزديك نمى‏گرداند، و روز قيامت خداى سبحان قبل از رسيدگى اعمال بندگان، نسبت به خون‏هاى ناحق ريخته شده داورى خواهد كرد، پس با ريختن خونى حرام، حكومت خود را تقويت مكن. زيرا خون ناحق، پايه‏هاى حكومت را سست مى‏كند و بنياد آن را بر كنده به ديگرى منتقل سازد.
(نهج البلاغه، فرمان حضرت علی(ع) به مالک اشتر)

نوشته شده در پنجشنبه 8 مرداد1388ساعت 7:50 قبل از ظهر توسط محمد| |

تا کوچه کناری راهی نیست

اما،

همه، خودآگاهانه،

گمیم در این هیاهو.

مزمزه میکنیم هر روز،

طعمی تلخ را،

تلخی فاصله دوستان خوب ،

از هم.

6-5-88     1 بامداد


نوشته شده در سه شنبه 6 مرداد1388ساعت 10:56 قبل از ظهر توسط محمد| |

 گریزی نیست،

از خیالی که تو را سخت در بر گرفته،

جسم ناتوان از درک این اندیشناکی،

سنگینی پلک ها و هراس از بی رحمی خواب،

ای روح بی دریغم مرا دریاب با رویایی آراسته.....

و او به خواب می رود

با رویای.......تو.

4-5-88


نوشته شده در دوشنبه 5 مرداد1388ساعت 10:43 قبل از ظهر توسط محمد| |

« قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاَقُو اللّهِ كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ» (بقره-249)

«آنان که می‌پنداشتند با خدا ديدار خواهند کرد ، گفتند: چه بسا گروهی اندک( ضعیف) که بر گروهی بزرگ(قوی) غلبه کند به اراده‌ی خداوند، که خدا باکسانی است که پایدارند»


نوشته شده در پنجشنبه 1 مرداد1388ساعت 7:54 قبل از ظهر توسط محمد| |


آنگاه که شوق رویشی عجیب را در دلهامان احساس کردیم ،دستهامان بهم گره خورد تا همه باهم نیروی عجیبمان را دریابیم.نیرویی که خواب سنگین صخره های سکون رابرآشفت وباعث جاری شدن خون یارانمان شد.خونی که تا ابد خواهد جوشید وریشه های وجودمان را آب یاری خواهد کرد.سلاح ما اندیشه ماست و قلمی که در دست داریم

همان سلاح همیشه پیروز در جدال تاریکی وروشنی

http://mowjeno.blogspot.com

نوشته شده در شنبه 13 تیر1388ساعت 9:57 قبل از ظهر توسط محمد| |

پرده فرو افتاد

و

نمایش به آخر رسد.

از ساده لوحی کودکانه ام ، خنده ام میگیرد.

خانه از پای بست ویران بود  و

ما سخت دلبسته به نقش ایوان......

10 شب. 8 تیر88

نوشته شده در سه شنبه 9 تیر1388ساعت 2:18 بعد از ظهر توسط محمد| |



ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد

... در کوچه باد می‌آید

این ابتدای ویرانی‌ است

آن روز هم که دست‌های تو ویران شدند باد می‌آمد

ستاره‌های عزیز

ستاره‌های مقوایی عزیز

وقتی در آسمان، دروغ وزیدن می‌گیرد

دیگر چگونه می‌شود به سوره‌های رسولان سرشکسته پناه آورد؟

ما مثل مرده‌های هزاران ساله به هم می‌رسیم و آن‌گاه

خورشید بر تباهی اجساد ما قضاوت خواهد کرد...

فروغ


نوشته شده در پنجشنبه 4 تیر1388ساعت 10:25 قبل از ظهر توسط محمد| |

هیچ کس نمی تواند کل ملت را بترساند، مگر آنکه همه ما همدستش باشیم.

-
ادوارد مور

نوشته شده در پنجشنبه 28 خرداد1388ساعت 11:40 قبل از ظهر توسط محمد| |

لحظه ها بی تابند.

ناگزیر مزه مزه میکنم  طعم گس سکوت را.

"چراغ رابطه رو به خاموشی ست."

2-3-88

نوشته شده در یکشنبه 3 خرداد1388ساعت 8:22 قبل از ظهر توسط محمد| |

باز خردادی دیگر پیش روست.گرچه دیگر از آن شور واشتیاق گذشته خبری نیست.صحبت بسیاری از بی تاثیری رای شان ونا امیدی از تغییر است.براستی آیا دلیل موجهی برای شرکت در انتخابات پیش رو برای بخش عظیمی که مدتهاست میلی به شرکت در تحولات اجتماعی ندارند ، وجود دارد؟شاید پاسخ این پرسش به خوبی در سیر تحولات 4 سال گذشته نمایان باشد.آنچه در دوره اول دولت کنونی بر مناسبات اقتصادی اجتماعی وسیاسی کشور گذشت،در حقیقت پاسخ بسیاری از تردید هاست.در ساختار نظام حکومتی ایران، دولت پدر خوانده اصلی تمام جریانات سیاسی اقتصادی واجتماعی است که تصمیماتش بطور مستقیم یا غیر مستقیم در جزیی ترین جریانات زندگی شهرونداش تاثیر دارد.پول سرشار نفت در دوره اول دولت نهم ، نه تنها تمامی تلاشهای هرچند اندک دولت خاتمی برای کاهش نقش دولت در تمامی امور  جاری کشور را باطل نمود بلکه نقش آن را بیش از گذشته  پر رنگتر گردانید.اقتصادی شدیداً وابسته به دولت که با کوچکترین تصمیم ، به سرعت اثرش را در زندگی روزمره شهروندان مشاهده میکنیم.وشما خواننده عزیزاز هر قشری از جامعه باشید نمیتوانید این تاثیر مخرب رادر کار وزندگی تان  انکار کنید.در تمامی حوزها، از فرهنگ وعلوم گرفته تا بازار سرمایه وبانک این آشفتگی به خوبی نمایان است.واما سوالی که در اینجا مطرح میگردد این است که  با توجه به افکاروجایگاهتان درجامعه، اگر از وضع موجود راضی هستید که هیچ، اما اگر به هر دلیل ناراضی هستید آیا مایل به تداوم شرایط موجود می باشید؟

آیا رای ندادن اکثریت ناراضی باعث بهبود وضعیت موجود وایجاد  رضایت درجامعه در 4 سال آینده خواهد شد؟


 


 دولت نهم با توجه به سابقه وعملکرداش  نشان داده از هیچ کاری  جهت  پیروزی در انتخابات پیش رو فروگذار نخواهد کرد.که از جمله می توان به کارهایی چون  اعلام پرداخت سهام عدالت قبل از انتخابات، وعده پرداخت یارانه نقدی 300 هزار تومانی برای هر خانوار بعد از انتخاب مجدد، توزیع سیب زمینی رایگان در میان دهک های پایین جامعه، تداوم سفر های استانی تا روزهای آغازین انتخابات که با پوشش کامل تلوزیونی  همراه میباشد و بسیاری تلاش های دیگراشاره نمود.آنچه مسلم است اینکه این تلاشها بیشترین تاثیر را روی دهک های پائین وضعیف جامعه به بجز پایگاه ثابت رای دهندگانش دارد.وامادر میان سایر نامزد ها تا زمان تحریر این گفتارتنها 3 گزینه موسوی ،کروبی و رضایی به چشم میخورد که  دراینجا نگاهی اجمالی به  سابقه،جایگاه ومحبوبیتشان در کارزار انتخابات می اندازیم:

محسن رضایی: فرمانده سپاه در دوران جنگ تحمیلی که بعد از اتمام آن رخت نظامی را بدر کرده واکنون این دکتررضایی است که  وارد انتخابات دهم شده است.در بیانیه ورودش به انتخابات، هدفش را ارایه راهکارهای عملی جهت برون رفت از مشکلات کنونی عنوان کرده است.او در انتخابات قبلی 2 روز قبل از رای گیری ناگهان انصراف داد اما اکنون آمده که تا آخر بماند.که قطعاً حضور او با استقبال اصلاح طلبان مواجه گشته ونفس حضورش به سلامتی انتخابات کمک میکند.اما با توجه  به سابقه وپایگاه اجتماعی اش ،رقیب جدی برای هیچ یک از طرفین اصلی انتخابات  محسوب نمیگردد.

میرحسین موسوی:در زمان انتخابات دوم خرداد 76 قبل از ورود خاتمی تلاش بسیاری برای حضورش در عرصه شد که همیشه با امتناع وعدم تمایل وی مواجه می گشت.در انتخابات دولت نهم باز وی علارغم تمامی تلاش ها راضی به حضور نشد.تا اینکه در این دور باوجود اعلام اولیه خاتمی به عنوان کاندیدا به ناگاه وی حضورش را به عنوان نامزد اعلام کرد که ورود او باعث کناره گیری خاتمی از عرصه شد.او در چرایی حضورش در انتخابات واینکه چرا در ادوار قبلی حاضر به نامزدی نشده اینچین توضیح داد  که او به روند ساختاری نظام می نگرد وبرایش ریاست جمهوری هاشمی وخاتمی تفاوتی ندارد.اما در دروه کنونی ساختارهای رسمی نظام دگرگون شده وبی نظمی بر شئون مملکت حاکم گشته  وهمین وضع متلاطم باعث  حضور وی شده است.گرچه اکثر گروه های اصلاح طلب اعم از مشارکت ، مجاهدین و کارگزاران رسما از موسوی در انتخابات حمایت کرده اند اما اواصراری به  اینکه خود را اصلاح طلب بخواند ندارد واعلام نموده هر گروهی بخواهد میتواند از وی حمایت کند. موسوی به دلیل چهره جدید

بودنش میتواند رای خاموش جامعه را به خود جلب نماید.اما با نگاهی  به پایگاهش در اردوی مقابل می توان دریافت که وی در سپاه وبین بسیاری از نیروهای سنتی نظام از  جایگاه ویژ ه ای برخوردار است.در نهایت حمایت صریح خاتمی از وی نیز باعث ایجاد شوری مضاعف در طرفداران وی شده که  می توان گفت تمامی دلایل فوق موسوی  را دارای بیشترین شانس در انتخابات پیش رو می نماید.

 

مهدی کروبی: همه اورا به صراحت لهجه میشناسند. بعد از انتخابات گذشته ومسایل زیادی که درباره شمارش آرای وی در دور اول بوجود آمد از مجمع روحانیون مبارز جدا شده وحزب اعتماد ملی را تاسیس نمود.ازنکات قابل توجه   در مورد تیم تشکیل دهنده ستاد وی حضور چهره های برجسته اصلاح طلب از جمله افرادی چون مهاجرانی،عبدی ،کرباسچی، قوچانی، کدیور، باقی، سحرخیز، ابطحی، نجفی  می باشد که وزن خاصی به حضور او داده است .کروبی اصرار دارد که به هیچ وجه به نفع موسوی کناره گیری نخواهد کردو پایگاه رای دهندگان خود را متفاوت از طرفداران موسوی می داند.در کل کروبی به نسبت خاتمی چهره محبوبی در بین اکثریت خاموش جامعه نیست اما گفتمان وی ، صراحت لهجه اش وشعارهایش باتوجه به شرایط موجود بسیار مترقی میباشد.و در این صورت اگر ترکیب نامزد های انتخابات به همین منوال باقی بماند حضور کروبی باعث تردید در انتخاب رای دهندگان اصلاح طلب خواهد شد ودوپارگی رای دهندگان قطعاً به سود طرف مقابل خواهد بود.

 در پایان ، تحولات اجتماعی بی شک با نقش آفرینی بازیگرانش به ثمر خواهد نشست.در ساختار کنونی انتخابات تنها جاییست اجازه ابراز نظر را به اکثریت خاموش جامعه می دهد.به انتظار معجزه وگشایش نشستن دردی را دوا نخواهدکرد.

این جمله فرنسیس بیکن گویای بسیاری از ناگفته هاست:(ما نیازمند انقلاب بی رحمانه ای هستیم که باید در زمینه افکار، روش وتتبعات ما صورت گیرد.باید مفاهیمی چون بخت، شانس ، تصادف واتفاق از قاموس وفرهنگ هر ملتی که خواهان پیشرفت است حذف شود.)

 نازلی، ارغوان شکفت،در باغچه گل داد یاس پیر.دست از گمان بدار.(ا.بامداد)

نوشته شده در شنبه 26 اردیبهشت1388ساعت 12:56 بعد از ظهر توسط محمد| |


Design By : Night Skin